submit


او تصادفا او را یک روز در زمین بازی همیشه از آن پس آنها شد. اما زمان بود که دشمن خود را به عنوان آنها رشد از هم جدا به جدا کردن جاه طلبی های, در حال حاضر آنها عبور مسیرهای دوباره حضور در همان مدرسه. ناروتو, در خانه با مجله. یک دختر بلوند نشسته مجاور به پسر. چرا از تعطیلات کریسمس به پایان بسیار سریع است ؟ اوه چرا انقدر بی بعد از تعطیلات ؟ آن را بسیار آزار دهنده است. یون تشکر نشسته و عبور از سلاح های خود را خیره شدن دختر در دلخوری. خلق و خوی خود را من بیشتر است. این ساکورا تولد. ناروتو زمزمه به پسر در یک ماده در واقع تن است. نام او به معنی شکوفه های گیلاس پس از آن د را حس تولد او در بهار. او می شود حتی بیشتر خوشحال به این دلیل که مدرسه می کند که جشنواره بهار هر سال در روز تولد او. این پسربچه گفت: با یک لبخند مسخره تاشو اسلحه خود را پشت سر خود را. آن را همیشه یک معامله بزرگ است. ساکورا تولد ؟ شاید من باید او چیزی واقعی است. که جشنواره تنها چند ماه دور. دونالد فکر به دنبال در این دختر بود که همه لبخند با بهترین دوست او. من به او چیزی شگفت انگیز آن است. بدون او نیست. او خواب بیش از یون است که برای تعطیلات آخر هفته تا خود را برای رفتن به خانه با هم. دونالد گفت: و تنومند در فکر است. تشخیص من کمی حسادت است ؟ برادرش پرسید: خوشحال پیشرو در راه خانه. سپاسگزار آن پسر او در حال گذراندن تعطیلات آخر هفته خود را با. خوب پس ما نیست و در همان کلاس من باید برای رفتن به مدرسه در خود من است. سای در پاسخ بازگشت. اما حتی اگر ما نیست و در همان کلاس من هنوز هم شنیدن در مورد شما. من شنیدن در مورد شما و هارون شده است بسیار نزدیک است که بسیار تکان دهنده به من. من شنیده ام او دوست دختر خود را. سای در ادامه به صحبت می کنند. خارش فوران در خنده در حالی که سلوکی رفت چشم در نظر و نگاه دور پنهان کردن سرخ است که بر روی گونه اش. من نمی دانم, من می خواهم به درخواست مادر هنگامی که ما به خانه. او پاسخ داد به عقب. من می خواهم آن را به بیشترین حال حاضر او تا به حال خواهد شد.

About