submit


زمانی که وای تکیه به شدت بر روی گوشی های هوشمند خود را به ایجاد و حفظ عاشقانه اتصالات می تواند به من یک جوانه زدن عاشقانه به شکوفه بدون یک ؟ دو گوشی های نوکیا (بله آنهایی که با هیچ واتساپ و هیچ رسانه های اجتماعی) و دو سیم کارت های اعتباری کارت های هر یک با یک دلار محدود می کند. برای یک ماه تمام ارتباطی تا به حال اتفاق می افتد از طریق گوشی های نوکیا وجود دارد و می تواند بدون متلاشیکننده از سیم کارت محدود می کند. که به معنای سهمیه بندی اس ام اس (که به قیمت پنج سنت در هر) و هیچ عکس (ارسال آنها از طریق هزینه های بین, و سنت در هر زمان بسته به اندازه تصویر). تنها یک روز به آزمایش ما زد به یک مشکل است. من یک متنی از جورج بر روی آی فون من گفتن که گوشی های نوکیا کار نمی کند به درستی. من به سرعت پیامک: «خوب به من اجازه مقابله با آن را متوقف صحبت کردن به من در این گوشی آن را فریب داد». من مرتب برای یک گوشی جدید به ارسال به او مطمئن بود که این امر رسیدن به او ظهر روز بعد. به عنوان ساعت آمد و رفت و من تعجب اگر گوشی شده بود با خیال راحت. من مبارزه وسوسه به متن در گوشی های هوشمند و به جای او ارسال اس ام اس از طریق نوکیا برای چک کردن اگر او می خواهم دریافت تلفن. من احساس معلول – گوشی های هوشمند به معنای من استفاده می شود برای گرفتن جواب تقریبا بلافاصله. در این مورد من تا به حال هیچ چاره ای جز نشستن و منتظر جورج به متن من یک به روز رسانی است. او – پنج ساعت بعد. معلوم است او با قرار دادن باتری در راه اشتباه و متوجه آن است. در آن زمان من سعی کردم به خودم منحرف کردن اذهان از چه — بود. من رفتم برای ناهار و سپس ملاقات با یک دوست – اما در پشت سر من من در حال انتظار برای شنیدن صدای جرنگ جرنگ از تلفن به من بگویید که پیام آمده بود. جورج تا به حال مشکلات کمتری نسبت به من تا به حال ساخت انتقال به غیر از تلفن های هوشمند. او خیلی از نویسنده و ترجیح گفتگوهای چهره به چهره است. «با متون آن را سخت به بگویید احساسات پشت» به من گفت. «بنابراین برای من, آن را به بهترین شکل از ارتباط است. من کمی از مد افتاده و ترجیح می دهند وقت با کیفیت با شخص من از دیدن. «از سوی دیگر من احساس تفاوت بیشتر کاملا. اول از همه شخصیت محدود ساخته بلند, مکالمات از طریق متن تقریبا غیر ممکن است. من مبارزه را به او بگویید در مورد چگونه من بعد رفت و با توجه به کار من به عنوان یک نویسنده شما می توانید می گویند که من خیلی خوب با یک کلمه محدود است. به پر استفاده ترین نرم افزار در گوشی من (به غیر از واتساپ) و من اغلب بدون فکر حرکت را از طریق خوراک من فقط به عبور زمان. معمولا زمانی که من هستم کسی آشنایی من تمایل به ساقه پروفایل خود را برای پیدا کردن آنچه باعث می شود آن را به خوراک خود را, چه, سرگرمی آنها و البته عکس از سابق خود را دوست دختر. بازگشت به اصول اولیه با نوکیا به معنای هیچ یک از این ممکن بود و در واقع زمانی که دوستان من از من پرسید چه جورج شبیه من حتی نمی باید یک عکس از او را به آنها نشان می دهد. قد بلند به من گفت: سنگهای. ، معایب کنار من آموخته برخی از درس های دوستیابی. بدون فشار نیاز به نگه داشتن یک جریان ثابت از -ارتباطات من احساس من می تواند همه چیز را کندتر کنید و صبر کنید برای دیدار با جورج برای پیدا کردن اطلاعات بیشتر در مورد او در فرد است. چیزی که در مورد پیام کوتاه است که آن را ایجاد یک حس کاذب از صمیمیت – شما ممکن است ملاقات فرد بیش از یک تعداد انگشت شماری از بار اما گوشی های هوشمند (که اجازه می دهد تا شما را به طور مداوم در تماس باشید در حالی که نگه داشتن زبانه ها در چه فرد دیگری انجام شده است) را به شما احساس می کنید نزدیک به شخص شما در حال دیدن. من را به یاد قدردانی از شماره گیری آن را – که به معنای نه هزینه های زیادی از وقت من در خانه در زمانی که خود را در متن بعدی در خواهد آمد و صرفه جویی در مکالمات عمیق تر برای ما چهره به چهره دیدار با یو پی اس. با این در ذهن من به دنبال ترویج بیشتر معتبر ارتباط با جورج حتی زمانی که ما در جلسه بودند در فرد است. و او به نوبه خود ، من مشکلی که من باید به طور منظم به دنبال درمان و یک شب من پیامک جورج به او بگویید که من تا به حال دریافت — نتایج. او مرا شگفت زده کرد با تماس بپرسید که چگونه من انجام شده بود – چیزی حتی نزدیک ترین دوستان دیگر در سن. جورج تلاش برای تماس نشان داد که او مراقبت. من تا به حال فراموش شده در اثر چنین یک حرکت کوچک – بعد از همه, این روز های من تنها صحبت با مردم از طریق تلفن و یا به تقاضای نگهداری از دوستان من زمانی که آنها دیر به دیدار با من. اما در آن دقیقه مکالمه – که در آن ما داشتند حرف زدند خندید و رو به یکدیگر – توانایی به سادگی شنیدن صدای کسی و تن احساس به مراتب بیشتر و صمیمی تر از کشت و پیام های متنی. پس از چند هفته جورج به من سر این خواهد بود که مشغول دوره در محل کار برای او, که بدان معنی است که پیام کوتاه را کاهش داد. فهمیدم که او تاکید کرد و فکر در مورد آنچه که برای نشان دادن تشویق. در هر شرایطی من را شاد متن و یا فایل های خود را به نگه داشتن ارواح یا شاید خرید یک هدیه آنلاین و آن را حمل به خانه خود را برای یک تعجب. اما با او بودن خیلی شلوغ و این که کمتر از راحت به فروشگاه آنلاین با گوشی نوکیا من تا به حال برای دریافت خلاق است. من تصمیم به انجام کاری است که من هرگز انجام می شود: نشان می دهد تا در خانه خود با یک دست نوشته کارت و برخی برای معاش. فقط قبل از اینکه من به رهبری بیش از من در گوشه اى نشسته و به او گفت آنچه که من برنامه ریزی برای انجام. «او به فکر می کنم من استاکر. «من نومید شدند. «کسی که می شود تا در این روز??خوب, که آنچه که مردم را هنگامی که آنها در تلاش بودند برای خواستگاری کسی که سال پیش و آن را شیرین ژست, » او گفت: او به عنوان من. به طوری که دقیقا آنچه که من انجام داد. اصلی من برنامه ریزی شده بود به رها کردن این مسائل در صندوق پستی خود را – که تبدیل به قفل شده است. با خودم می گفتم من تا به حال برای دیدن این ماموریت را از طریق و تصمیم به ترک هدیه در جورج آستان. متاسفانه هیچ برازنده خروج برای من. مادر, گیر افتاد, خارج از خانه خود را در حالی که من به پایان رسید تا شگفت انگیز پدر او بود که راه رفتن در اطراف. داستان کوتاه جورج احضار شد و من بیش از من هدیه در فرد است. من سردرپیش به رنگ قرمز روشن که من ناشیانه به او گفت که من فکر کردم او ممکن است نیاز به یک انتخاب کنید. اگر او فکر می کردم یک درجه یک ادم متملق و مرموز او قطعا نمی آن را نشان می دهد. در حالی که من اصلا مدافع ظاهر می شود اعلام نشده در تاریخ خود را درب به طور منظم تجربه به من نشان داد که من مجبور به عقب نشینی فقط پیام کوتاه برای نشان دادن محبت است. من می تواند قرار داده و تلاش بیشتر به برنامه ریزی چیزهای کوچک است که می افزاید: لمس عاشقانه به ارتباط جوانه زدن است. تلاش پرداخت می شود زمانی که او بعد از ارسال پیامک و به من گفت که من «شیرین تر از بوسه». در طول این زمان من با یک دوست جدید از طریق شنا کلاس من بود – آقای *, با نشاط پدربزرگ که در است. بیش از ناهار من از او پرسیدم به من بگویید در مورد آنچه آن را مانند زمانی که او و همسرش دوستیابی. «اجازه دهید به شما بگویم آن را در زمان یک سال تمام از قدمت قبل از ما حتی دست برگزار می شود,» او گفت. «من او را دیدم یک بار در هر آخر هفته. من با او تماس بگیرید و از او بپرسید که » او ادامه داد. و چه مدت این تماس تلفنی آخرین من جستوجو کرد. «نه در همه. آن را به معنای واقعی کلمه به رفع یک روز و زمان برای دیدار و پس از آن ما گذاشت. این آسان بود,» او گفت. «من صرف بقیه از زمان من انجام آنچه که من دوست داشتم. من بیرون بروید ببینید مردم انجام چیزی که خود من. «آن من فکر کردم. در حالی که من در مورد به صبر یک سال تمام برای نگه داشتن کسی دست آقای کلمات هنوز هم صادق است. گوشی های هوشمند ما استطاعت ما آنقدر با سرعت و بهره وری (که واقعا زندگی را ساده تر) اما شاید هنگامی که آن را به رمان می آید آن نمی صدمه دیده بود کمی از مد افتاده و ما زمان برای رسیدن به کسی را می شناسید. به جای خیره شدن به یک صفحه نمایش وسیله یک پتانسیل عشق علاقه و یا نگرانی بیش از زمانی که او به پاسخ من متن من را می ساخت در سرگرمی های من, انجام چیزی که خود من و محتوا در آن است. و زمانی که من دیدن شخص من بسیار بیشتری برای گفتن به او در مورد آنچه که من تا به شده است و ما می توانیم زمان را صرف با هم واقعا شمارش است. و اگر شما تعجب کنید که جورج و من هنوز پیام کوتاه ما در گوشی های نوکیا. حداقل تا زمانی که ما سیم کارت های اعتباری کارت های اجرا از پول نقد. دریافت آخرین روند و اخبار مد, خرید, زیبایی, شیوه زندگی, روابط و وبلاگ و دعوت به مد حوادث, تبلیغات ویژه از همکاران و شانس برای برنده شدن جوایز بزرگ هنگامی که شما ثبت نام.

About