روز خوب

پسر

امروز من یاد گرفتم که اخبار تکان دهنده است.به طور معمول من ایمیل بر روی کامپیوتر من رفت و بر روی سایت دوستیابی که در آن باز صفحه من و من مسافر. که در جزئیات من تو را دیدم که چگونه او آشنا شد. او معلوم بود. و یا به جای ، که در آن به رسمیت شناخته شده است به خود و برگ های گوشی خود را. و برخی از مکاتبات و حتی نشان می دهد آدرس من و دعوت کرد به خانه من, بنابراین من گاهی در سفرهای کسب و کار اما پسر من ترک ، سوال این است که من اغلب او را با خود پسر ساله در شب به دلیل ارتباط با یک پسر. و در شب به صرف زمان با او.پسر من در اتاق خود او در او. امروز پس از یادگیری در مورد این پرسیدم پسر من نمی چسبد به تو ما مسافر است. او گفت وقتی که من پرسید و نه صعود اگر او شلوار که وی پاسخ داد: بله او گاهی مجبور باشید وجود دارد. و خود را نشان داد. کو. و به من شیرینی. به من گفت: پدر او نیز در شوک است. ما امروز تصمیم گرفت او را اخراج کند یا نه فردا از آن شب. من یک سوال می تواند به او بگویید همه چیز را من می دانم و یا به ضرب و شتم او برای همه است که او انجام داد. و شکستن نه پایین که آیا روان ، پس از سال همه آنها را به یاد داشته باشید در طول زندگی

About