شروع جوک, جوک مردان, جوک مردان, در مورد مردان, جوک مردان, جوک مردان در مورد زنان و ازدواج — مردان و زنان را دوست دارم به هر مورد دیگر, سرگرم کننده است. در اینجا مجموعه ای از جوک هایی که مردان در مورد زنان و ارتباط آنها با زنان است. جوک, جوک و طنز آمیز, که مردم را به لبخند و خنده. بسیاری از سرگرم کننده به عنوان خوانده شده. ازدواج است و تلاش می شود دوم برای مقابله با مشکلات آنها شده است می خواهم به تنهایی تا به حال هرگز. وودی آلن — به شما را نه بحث بیشتر در آینده در گذشته هر یک از دیگر و می دانم. این کولیج اثر یک حکایت به گفته آقای کولیج. رئیس جمهور ایالات متحده یک بار با همسرش, مزرعه بازدید کردند. او وجود دارد, توجه صعود, فقط یک مرغ است. به عنوان یک مرد گفت: به همسرش, خروس کشتن تا به زمان از روز شما باید جواب داد: می گویند این به شوهر من. آنها ملاقات کرده بودند و تعجب چه باید بکنید در این شب ، آنها تنها موافق نیست اما سپس یک: اجازه دهید به ما گفت: در ل ون رفتن پیشخدمت داغ است و همیشه می پوشد پایین برش بلوز. گفت و انجام می شود. ده سال بعد آنها ملاقات دوباره و دوباره فکر آنچه شما باید در این شب های شرکت. رفتن آنها به رفتن دوباره در توافق اما پس از آن یک: اجازه دهید به ما گفت: در ل ون به این دلیل که غذایی بسیار خوب و شراب لیست یک زن و شوهر از قطرات زیبا. ده سال بعد آنها ملاقات دوباره و دوباره فکر آنچه شما باید در این شب های شرکت. آنها برای اولین بار به موافق نیست اما پس از آن کسی که گفت: ده سال بعد آنها ملاقات دوباره و دوباره فکر آنچه شما باید در این شب های شرکت. آنها برای اولین بار دوباره موافقت کرد اما پس از آن یکی از آنها گفت: شما به تازگی تبدیل به ملاقات دوباره و دوباره فکر آنچه شما باید در این شب های شرکت. رفتن آنها به رفتن دوباره در توافق اما پس از آن یک: اجازه دهید به ما گفت: در ل ون. دیگری وجود دارد: ایده خوبی است گفت: ما هرگز در آن وجود دارد. شما باید به مناقصه به او را به بوسه. یک زن مثل شما می شود راضی است.

اما من هرگز هم می گوید: کشاورز. از صبح تا شب من در این زمینه اگر من فقط در خلق و خوی او است نه در با سلام. سپس تفنگ خود را و نگاهی به زمینه و اگر شما مشتاق آتش در هوا. سپس خود را زن می داند که او باید فورا آمده است. چند هفته کشاورز را ایجاد نمی به پزشک مراجعه کنید. سپس او می آید با سر خود را حلق آویز در عمل است. در آغاز می گوید: کشاورز. اما سه هفته پیش فصل شکار آغاز شده است و پس از آن من به شما دیده می شود. تلخه من اختصاص داده شده خودم را به آن باید گفت: می آید مرد با یک قورباغه را بر روی سر خود را به دکتر. قورباغه می گوید: ‘دکتر نگاه من به چیزی در پا. ‘یک مرد با یک قورباغه به مرد به دکتر. قورباغه می گوید: ‘دکتر نگاه من به چیزی در پا.»شما رفتن به دکتر. دکتر گوش به او در حالی که او باعث می شود او تشخیص: یک مورد واضح و روشن است. شما دیوانه هستند. ‘مرد می گوید:»من می خواهم یک نظر دوم است.»دکتر:»چگونه شما می خواهید. شما در حال زشت است. ‘*چه تفاوتی بین متخصص داخلی یک جراح یک روانپزشک و آسیب شناس های داخلی سرنخی اما هیچ چیز جراح هیچ ایده اما تمام روانپزشک هیچ ایده و نمی تواند اما برای تمام فهم یک آسیب شناس همه چیز, همه چیز را می داند اما همیشه دیر است. یک مرد نشسته با روانپزشک است. دکتر می پرسد:»چه مشکل این است که شما باید. ‘بیمار: دکتر ‘من می توانید ببینید. دکتر’: ‘اوه واقعا. و هنگامی که آن آغاز شده است. ‘بیمار: ‘پنجشنبه آینده. ‘*نشستن چهار پزشکان در. به دکتر چشم و می گوید:»من قصد دارم در حال حاضر.

ببینید شما’

دامپزشک می گوید: من پرواز است. این ارتوپد: گردن و پا شکسته می گوید. به دکتر گوش و حلق و می گوید:»من با شما. ما گوش دادن به هر یک از دیگر. این اورولوژیست گفت:»من فکر می کنم من تماشا کردن من بود. زن دکتر می گوید. من به عقب نگاه در داخل»است.»روز خوب, دکتر مشکل من این است که من قصد دارم به نادیده گرفته می شود.»یک بعدی لطفا. ‘*پزشک ارشد بیمارستان روانی جمع آوری پرستار: آیا شما واقعا هشت بيمار دوباره اسیر قرار می دهد آتش را. ‘از آنجا که پرستاران شگفت زده کرد.

‘هشت

چرا هشت. ما بیست و سه بازگشت.»در حال حاضر من برای آخرین بار’, خودروهای, در, دکتر, پرستار. ‘اگر شما با پر کردن گواهی فوت سپس شما نوشتن تحت علت مرگ نام بیماری است و نه نام از حضور پزشک

About